X
تبلیغات
بلوچ

بلوچ
تاریخ و فرهنگ  
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
گردآورنده: 

 روابط عمومی جماعت دعوت و اصلاح چابهار
این شهرستان در جنوب شرقی ایران، جنوب استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. شهر چابهار مرکز شهرستان با وسعتی در حدود 14900کیلو متر مربع در ناحیه‌ای با مختصات جغرافیایی 24درجه و 17دقیقه و 45ثانیه عرض شمالی و 60درجه و 38دقیقه طول شرقی واقع شده است. ارتفاع شهر چابهار از سطح دریا به‌طور متوسط 10متر می‌باشد.

همچنین فاصله‌ی شهر چابهار تا تهران 2886کیلومتر و فاصله‌ی آن تا مشهد 1700 و فاصله‌ی آن تا زاهدان 730کیلومتر است. شهرستان چابهار به‌همراه شهرستان کنارک حدود 300کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد. این مرز نسبتاً وسیع، موقعیت نسبتاً ممتاز به این شهرستان بخشیده است.

آب و هوا:

 این منطقه به‌طور کلی دارای تابستان‌های گرم و مرطوب و زمستان‌های معتدل می‌باشد و از نظر اقلیمی به علت بارندگی کم جزو مناطق خشک ایران محسوب می‌شود. به لحاظ جغرافیایی نیز منطقه‌ی مورد نظر در ناحیه‌ی آب و هوایی جنب استوایی واقع شده است.

ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی شهرستان

با توجه به موقعیت شهر چابهار امروزه می‌توان این شهر را یکی از کانون‌های تلاقی فرهنگ‌های عربی- هندی و ایرانی دانست.   

موقعیت ویژه‌ی جغرافیایی و اقتصادی چابهار:

 این منطقه واقع در استان سیستان و بلوچستان از شمال پس از عبور از استان خراسان جنوبی به کشورهای آسیای میانه و افغانستان و از شرق به کشور پاکستان و از جنوب به دریای عمان و اقیانوس هند و آب‌های بین‌المللی، آفریقا و شرق آسیا و اروپا و دریای مدیترانه راه دارد. دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و قرار داشتن در خارج از خلیج‌فارس و همین‌طور عدم آسیب‌پذیری در مواقع بحرانی، موقعیت استراتژیکی را برای ایجاد یک کریدور ارتباطی بین کشورهای آسیای میانه و سایر کشورهای جهان فراهم آورده است. براساس پیش‌بینی محققان سازمان ملل در زمینه‌ی حمل و نقل بین‌المللی، حدود نیمی از حمل و نقل جهان میان خاور دور با سایر نقاط جهان انجام می‌شود. از مجموع 3 کریدور حمل و نقل جهانی که کارشناسان سازمان ملل برای این امر پیش‌بینی کرده‌اند. 2 کریدور از ایران می‌گذرد و چابهار نقطه‌ی عبور جنوبی‌ترین کریدور شرقی- غربی جهان خواهد بود.

 این کریدور از «دروازه‌ی ابریشم» در چین آغاز می‌شود و قلب اقتصاد این کشور یعنی استان کانتون را تغذیه کرده و به سرزمین آسای جنوب شرقی می‌پیوندد و پس از طی این مسیر وارد هندوستان شده و با پوشش مهم‌ترین شهر‌های این ناحیه مانند کلکته، جایپور، حصیر آباد، کراچی و بن‌قاسم به چابهار می‌رسد. به بیان دیگر چابهار در حقیقت یکی از چهار راه‌های کریدور جنوبی تجارت جهانی نیز تلقی می‌شود. چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است که قابلیت پهلوگیری کشتی‌های اقیانوس‌پیما را دارد. این بندر قابلیت تبدیل به یک ابر بندر منطقه‌ای و بین‌المللی را داشته و می‌تواند نقش به‌سزایی را در تجارت و اقتصاد ایران ایفا نماید.

بندر چابهار در گذر از سه شاهراه شمال و جنوب، مهم‌ترین مزیت ترانزیتی جهان را به خود اختصاص داده و در این اقیانوس از کانال سوئز نیز مهم‌تر است. 

جاذبه‌های گردشگری:

جاذبه‌های طبیعی:

1-خلیج چابهار و جلوه‌گاه طلوع و غروب خورشید

2-ساحل صخره‌ای 

3-رودخانه‌ی باهوکلات

4-اسکله‌ی ماهیگیری: در چابهار چندین اسکله‌ی صیادی وجود دارد که اسکله‌های صیادی تیس، رمین، پسابندر از بقیه دیدنی‌تر هستند. اسکله تیس در داخل محوطه منطقه آزاد و رمین در 10کیلومتری و پسابندر در 84کیلومتری چابهار قرار دارد.

5-تالاب لیپار: در 15کیلو متری بندر چابهار بعد از روستای رمین در مسیر جاده‌ای ساحلی گواتر در تنگه‌ای صخره‌ای مشرف به درهای سبز و زیبا قرار دارد. آبگیر آن به طول 14کیلومتر می‌باشد که محل رویش گونه‌های گیاهی چون درختچه گز، کلیر و چش و محل زمستان گذرانی پرندگانی چون چنگر، فلامینگو، کشیم، انواع حواصیل طاووس کن، باقرقره، تیهو، عقاب، دشتی، خوتکا می‌باشد.

6-ارتفاعات فرسایش یافته 

7-گل‌فشان: در جنوب شرق ایران 20گل‌فشان وجود دارد که پنج مورد آن‌ها بین بندر جاسک و میناب، 9مورد بین چابهار و بندر جاسک و شش مورد دیگر هم بین چابهار و مرز ایران و پاکستان به‌ویژه شمال خلیج گواتر واقع شده‌اند. گل‌فشان‌های ایران بیشتر در جلگه‌ی ساحلی دریای عمان به‌خصوص بلوچستان جنوبی تمرکز دارند و بیشتر آن‌ها فعال بوده اما فعالیت آن‌ها در فصول مختلف از سالی به سال دیگر تغییر پیدا می‌کند.

این پدیده به‌طور عمده در فصول مختلف سال به‌ویژه مواقع پرباران از جاذبه‌های نادر و دیدنی محسوب می‌شود. گل‌فشان‌ها در میان بومیان ساکن سیستان و بلوچستان به نام‌های مختلفی مشهور است. مردم منطقه گواتر، جلگه‌ی دشتیاری و شرق بلوچستان گل‌فشان را به لهجه‌ی محلی «بوتن» و اهالی چابهار، کهیر و زرآباد آن را «گل‌پاشان» و «ناپک» به معنای ناف زمین یا ناف دریا می‌نامند.

یکی از دیدنی‌های حیرت‌انگیز شهرستان چابهار کوه‌های گل‌فشان آن است که مهم‌ترین آن‌ها در نقطه‌ای نزدیک به کنارک به نام بندر «تنگ» قرار دارد. گل‌فشان واقع در تنگ یا «بولوبولو» در جنوب شرق ایران و در 95کیلومتری غرب بندر کنارک و در دشت کهیر نرسیده به روستای تنگ در زمینی مسطح واقع است. این گل‌فشان دارای سه تپه‌ی کوچک بوده که یکی از آن‌ها شبیه آتشفشان و فعال است و بقیه آن‌ها نیز از چند سال پیش به صورت غیرفعال درآمده‌اند. در بلندای این تپه‌ها، دهانه‌هایی به قطر چند سانتیمتر وجود دارد و از دهانه‌ی گل‌فشان فعال کنونی به‌طور متناوب گل خاکستری رنگ خارج شده و به سوی دامنه‌ها سرازیر می‌شود.

دوره‌ی تناوب این پدیده نادر و زیبا 10تا 15دقیقه است که این عمل با لرزش خاک همراه بوده و گاهی به هنگام خروج گل صدایی، همانند شلیک تفنگ از آن به گوش می‌رسد. کوه گل‌فشان بندر تنگ با ارتفاع تقریبی 100متر و قطر قاعده کمی بیش از 100متر در فاصله حدود 100کیلومتری چابهار قرار دارد. اطراف این کوه را بیابانی وسیع فراگرفته که این بیابان نیز همچون خود کوه نتیجه اتفاق‌های درون زمین است. در فاصله حدود 200متری از کوه چاله‌ای به عمق حدود دو متر ایجاد شده که برای رسیدن به کوه باید وارد این چاله شد. به علت نزدیکی زیاد این منطقه به اقیانوس هند و همچنین شکل خاص پوسته‌ی زمین در این ناحیه، پوسته‌ی اقیانوس با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو می‌رود که باعث به وجود آمدن فشارهای زیادی به پوسته زمین و خروج آب همراه با گل و لای می‌شود.

این عامل مهم‌ترین دلیل بوجود آمدن گل‌فشان‌ها و چشمه‌های آب معدنی فراوان در منطقه به حساب می‌آید. سرد بودن گل و عدم وجود بخار همراه آن، تاییدی بر صحت ادعای ذکر شده است. 

8-تمساح پوزه کوتاه

9-سواحل چابهار (دریای عمان)

10-غارهای بان مسیتی: در 5کیلومتری شمال غربی روستای تیس در دامنه کوه شهباز بند یک غار طبیعی و دو غار مصنوعی در کنار هم قراردارند. غار اول طبیعی و به‌صورت نیم دایره که با استفاده از روش تراشکاری داخل غار و دهانه آن توسعه یافته‌اند که یک مقبره کوچک از گچ به‌صورت دو سطح افقی بر روی یکدیگر قرار دارند که آثار تراش به خوبی در آن آشکار است. غار سوم که طول دهانه‌ی قوسی آن حدود 20متر است. ظاهراً این غارها جزو یک واحد تأسیسات ساختمانی بوده و به منزله حجره‌های و توقف‌گاه‌های معبد یا پرستشگاهی بوده است.

11-کوه‌های مینیاتوری و تپه‌های مریخی: کوه‌های بدلند یا همان مریخی نیز از مناظر بدیع چابهار می‌باشند که به موازات ساحل از منطقه کچو تا خلیج گواتر کشیده شده‌اند و از پدیده‌های ژئومورفولوژی این ناحیه هستند.

12-اکوسیستم جنگل‌های دریایی (حراء) در ناحیه ساحلی خلیج گواتر در فاصله 100کیلومتری چابهار به‌طرف شرق در خور باهو کلات و مصب رود که به دریا می‌ریزد. جنگل حراء یا مانگرو قراردارد.

جاذبه‌های تاریخی و مذهبی:

1-روستای قدیمی تیس

2-قلعه‌ی پرتغالی‌ها: در 5کیلو متری روستای تیس در امتداد جاده ساحلی بر فراز تپه‌ای بنا نهاده شده است. این قلعه به دلیل پیشینه تاریخی و سیاسی‌اش در دوران‌های مختلف تاریخی مورد توجه بوده است. پرتغالی‌ها در زمان استقرارشان در تیس آن را بنا نهاده‌اند و بعد‌ها در دوره‌ی قاجاریه مورد بازسازی قرار گرفت. برخی معتقدند قدمت تپه‌ای که این قلعه بر فراز آن بنا نهاده شده است به دوران ما قبل تاریخ برمی‌گردد که اثبات این فرضیه گواه وجود فرهنگ صیادی هزاره سوم قبل از میلاد در این منطقه است.

3-ویرانه‌های تیس کوپان: در دهستان کمبل سلیمان و روستای تیس کوپان آثاری از ویرانه‌های قدیمی در دره تیس کوپان باقی مانده است و این دره از دره‌ی تیس بزرگتر است.

4-قلعه انوشیروان (نوشروان کلات): بر فراز کوهی واقع در بخش دشتیاری دهستان باهو کلات در 2کیلومتری روستای سنگان و دک باهو قرار دارد قدمت این قلعه به 300سال پیش باز می‌گردد. 

5-قلعه‌ی پاتیل (پتیلی کلات) : این قلعه بر روی تپه‌ای خاکی در دهستان پلان در روستای گیتیگ قرار دارد و آثاری از قبیل فسیل حیوانات و صدف‌های دریایی در محل دیده می‌شود. در قسمت بالای کوه تکه‌هایی از ظروف سفالی پراکنده است و آثاری از برج و باروی‌ها دیده می‌شود که به مرور زمان به کلی تخریب شده‌اند.

6-محوطه‌ی باستانی دمب کوه: در فاصله 90کیلومتری چابهار و نزدیک مرز ایران و پاکستان بخش دشتیاری در فاصله 5/2کیلومتری روستای بلورمچی قرار گرفته است. قبور موجود در این محوطه باستانی حدود 4500تا 5000تخمین زده می‌شوند.

7-ساختمان قدیمی تلگرف‌خانه:

8-آرامگاه سید غلام‌رسول

9-قدم‌گاه خضر

وضعیت اجتماعی: ساکنان بومی این شهرستان بلوچ هستند و کارمندان و سرمایه‌گذارانی از سایر نقاط استان و ایران در آن سکونت گزیده‌اند. در این شهر علاوه بر اهل‌سنت که مذهب اکثریت ساکنان است جعفری اثنی‌عشری، بریلوی، باطنی شش امامی، بهایی و ذکری وجود دارد، که معمولاً از جاهای دیگر مهاجرت نموده‌اند.

این شهر به‌خصوص در نواحی حومه شهر و روستاهایش بافت قبیله‌ای دارد و قبایلی با ریشه‌های عربی و هندی در آن زندگی می‌کنند. در این میان جدگال‌ها از جمعیت قابل توجهی برخوردارند و بیشتر در دشتیاری و حومه شهر ساکن هستند. آن‌ها ریشه‌ای هندی (از سند) دارند و زبان جدگالی نیز که در میانشان رایج است از لهجه‌های سِندی است.

چابهار در صید و صیادی، صنایع دریایی، تولید میوه‌های گرمسیری و حمل و نقل دریایی اهمیت و موقعیت ویژه دارد. 

شخصیت‌های بارز:

الف) گذشته

1-شیخ احمد سیاد (میرین): دکترای علوم حدیث و محدث برجسته 

2-حاج کریم بخش سعیدی: سیاستمدار و بزرگ خاندانی که در دوران گذار از ملوک الطوایفی به تثبیت حکومت مرکزی نقشی سازنده برای بلوچستان داشت.

3-میر عبدی‌خان سردارزهی: بزرگ خاندان و مبارز خودمختاری در دوران پهلوی که نقطه عطفی در مبارزه بلوچ‌ها است.

ب ) عصر حاضر 

مولوی عبدالرحمن ملازئی (سربازی)

امام جمعه‌ی چابهار و مدیر و مؤسس جامعة الحرمین الشریفین چابهار 

حضرت مولانا عبدالرحمن ملازئی فرزند ملا احمد در سال 1324 ش در روستای انزا بخش سرباز شهرستان ایرانشهر متولد شد. وی از شش سالگی در خانه نزد پدر و مادر از قواعد حروف‌شناسی و هجاهای قرآن کریم درس را آغاز کرد. سپس در مسجد محل که به صورت مکتب دایر بود، دوره‌ی ابتدایی را گذرانده و توأم با آن از هفت سالگی در دبستان روستای مجاور ثبت نام کرده و دوره‌ی مقدماتی رادر خانه، نزد پدر و برادرشان حضرت مولانا محمدعمر و دو سال دوره سطح را در مدرسه‌ی عزیزیه روستای انزا و سال سوم سطح تا دوره‌ی خارج را در مظهر العلوم کراچی پاکستان گذراند و مدرکی تحت عنوان سند العالم دریافت کرد. فنون تجوید و قرائت را در محضر اساتیدی چون مولانا زکریا و قاری حبیب الله خوانده و پس از شرکت در یک آزمایش اختصاصی در محضر شیخ قراء العالم یعنی شیخ محمود خلیل الحصری و شیخ عبدالباسط عبدالصمد مصری مدرک تخصص در قرائت را دریافت کرد. 

 رشته‌های تخصصی علوم القرآن تفسیر و مناظره را به ترتیب نزد محدث بزرگوار سید محمد یوسف بنوری و مفسر نامور مولانا عبدالغنی جاجروی و علامه دوست محمد قریشی فرا گرفت و مدرک لازم را دریافت کرد.

 در سال 1344 ش به وطن بازگشت و در حوزه‌ی علمیه‌ی عزیزیه‌ی انزا به تدریس تجوید قرائت و علوم دینی پرداخت. 

مدتی بعد به نیابت عموی خود مولانا گل محمد امام جمعه‌ی اهل سنت ایرانشهر به خطابه و امامت جمعه آن شهر مشغول شد.

 درسال 1346ش بنا به دعوت و اصرار شدید مردم شهرستان چابهار برای امامت جمعه به این ناحیه مهاجرت و ساکن شد.

  در سال 1371ش درآزمون تعیین سطح علوم روحانیان اهل سنت در دانشکده‌ی الهیات تهران شرکت کرد و مدرک سطح 3 که آن وقت از سوی وزارت فرهنگ و آموزش عالی و به موجب بخشنامه‌های متعدد معادل دکتری اعلام گردیده بود دریافت داشت.  

 

  مدارس دینی شهرستانهای چابهار و کنارک

جامعة الحرمین الشریفین چابهار

   در سال 1349 هجری شمسی پایه و اساس این حوزه‌ی علمیه توسط مولانا عبدالرحمن ملازئی(سربازی) پی ریزی شد و در سال 1351 هجری شمسی تکمیل گردید و با پذیرش 40 طلبه از شهر چابهار و 5 طلبه شبانه‌روزی از سایر نقاط شهرستان چابهار و تحت مدیریت مولانا عبدالرحمن آغاز به کار کرد. مدرسه بتدریج شکل مرکز بزرگ علمی به خود گرفت و دارای تشکیلات و فعالیتهای زیر گردید:  

بخش حفظ قرآن کریم: مأموریت آن آموزش قرآن است که به سه رشته‌ی روخوانی، حفظ و قرائت و تجوید تقسیم می گردد.

بخش آموزش علوم دینی: فعالیت آن آموزش علوم و معارف اسلامی است که به رشته‌های زیادی چون تفسیر، اصول تفسیر، حدیث، اصول حدیث، فقه، اصول فقه، بلاغت، فلسفه، منطق، عقاید، تاریخ، سیرت، ادبیات، صرف و نحو می‌پردازد.

تمام این علوم در دوره‌های مختلف ابتدایی، مقدمات، سطح و خارج در مدرسه جامعة الحرمین الشریفین چابهار تدریس می‌شوند.

حوزه حدود 500 طلبه دارد که نیمی از آن شبانه روزیند. و حدود 150 طلبه نیز فقط یک شیفت در حوزه هستند که شیفت دیگر را در مدارس آموزش و پرورش تحصیل می‌کنند. 

  در این حوزه علاوه بر مدیریت محترم بیش از 40 نفر مدرس و9 نفر کارمند مشغول به خدمت‌اند. بعضی از مدرسان به صورت شبانه‌روزی در مدرسه بسر می‌برند.

بخش انتشارات: مدرسه علاوه بر فعالیتهای آموزشی کارهایی در زمینه‌ی نشر کتاب و نشریات مختلف انجام داده است. بیشتر این آثار ترجمه و یا نگارش خود مولوی عبدالرحمن است. تاکنون کتابها و نشریات زیر توسط این مدرسه چاپ و نشر گردیده است:  

1- مقام صحابه 2- عظمت صحابه 3- مصائب صحابه 4- حکایات صحابه 5- فضایل قرآن 6- شهسوار کربلا 7- راز دلبران 8- اسلامیات9- شمشیرخالد بر گردن مالد 10- سوسیالیسم کفر است 11- گرگ در پوستین میش 12- معمولات یومیه 13- عقاید اهلسنت 14- فیصله حق 15 – نافع الانام 16- فضایل رمضان 17- فضایل تبلیغ 18- مقالاه الاشراف 19- تحذیر المشتاق 20- مبادی الفقهیه 21- آشنائی با آثار افکار و احوال سید ابوالاعلی مودودی 19- حدیقة الصفا 20- ترجمه برکات مکیه وغیره

نشریات: 1- کلمات طیبات 2- حضرت ابوبکر صدیق 3- شهبانوی اسلام حضرت عائشه صدیقه 4- امهات المومنین 5- حضرت عثمان ذی النورین 6- درس عبرت برای بی نمازان 7- پیشنهاد 8- شجره طیبه 9- چهره‌های درخشان در پرتو قرآن 10- نشریه هشدار  11- نشریه نسیم ساحل.

فعالیت دعوت و تبلیغ: طلاب مدرسه در گذشته دسته‌های جماعت تبلیغی تشکیل می‌دادند و به ارشاد مردم می‌پرداختند. اکنون طلاب در شبهای جمعه به مسجدها رفته و به کار تبلیغ و ارشاد می‌پردازند. در شهر چابهار و نواحی آن نیز جلساتی برگزار و مولانا عبدالرحمن ملازئی نیز (قبل از تشدید بیماری) به سخنرانی می‌پرداختند. 

مدرسه خدیجة الکبری (بخش خواهران): حوزه‌ی علمیه چابهار دارای حوزه خواهران به نام مدرسه خدیجة الکبری می‌باشد که علوم اسلامی از سال اول تا دوره حدیث تدریس می‌شوند در این قسمت بیش از 15 استاد خواهر و10 استاد برادر مشغول تدریس‌اند و بیش از 700 خواهر طلبه به تحصیل اشتغال دارند و تاکنون بیش از 200 خواهر فارغ التحصیل شده‌اند.

مکاتب و شعب حوزه (حوزه‌های تحت نظارت): با فعالیت مدرسه و در نتیجه فارغ التحصیل شدن تعداد کثیری حافظ قرآن و مدرس، مکتبها و شعبه‌های زیادی تاسیس و شروع فعالیت نمودند. که در شهر چابهار و اطراف 23 حوزه و مکتب تحت مدیریت یا نظارت جامعة الحرمین فعالیت دارند.

 

سایر حوزه‌های شهرستانهای چابهار و کنارک:

حوزه‌ی علمیه دارالعلوم نوبندیان:

این حوزه با مدیریت مفتی محمد حسن سنگانی در قسمت خواهران و برادران فعال است که تحصیلاتشان را از سال اول تا چهارم مقدمات در این حوزه ادامه می‌دهند و شعبه ناظره و حفظ این حوزه تقریباً با 70 نفر به صورت فعال دایر می‌باشد و بطور کلی 19 استاد دارد و میانگین طلاب این حوزه به 100 نفر می‌رسد. و قابل به ذکر است که این حوزه در ایام تعطیلات تابستانی و ایام نوروز با برگزاری کلاسها صرف نحو و تجوید و سیرت رسول (ص) و... بسیاری از تشنگان علم و دانش دینی را سیراب نموده است. 

حوزه‌ی علمیه‌ی سلمان فارسی نگور:

این حوزه با مدیریت مولانا عبدالرحمن عارفی در دو بخش خواهران و برادران مشغول کار است و از سال اول اعدادی تا سال سوم مقدمات را تدریس می‌کند و دارای 8 استاد و 12 طلبه پسر بوده و همچنین تقریباً تعداد 60 نفر در قسمت شعبه ناظره و حفظ این حوزه مشغول به تحصیل می‌باشد. 

حوزه‌ی علمیه‌ی فاروقیه‌ی پسابندر:

این حوزه که به همت مولانا منیر احمد برومند تأسیس گردید و از سال اول اعدادی تا چهارم مقدمات را دارد. در حال حاضر این حوزه 28 طلبه و 13 استاد دارد و همچنین در این حوزه حدوداً 60 نفر در شعبه حفظ و ناظره به صورت فعال دایر می‌باشد و نیز در منطقه یکی از مدارس موفق به حساب می‌آید. 

حوزه‌ی علمیه‌ی ماندیرو (واقع دربخش تلانگ):

این حوزه با مدیریت مولانا عبدالقادر کتری زاده در منطقه‌ی دشتیاری در سطح سال اول اعدادی تا چهارم مقدمات، فعال است در حال حاضر این حوزه 25 طلبه و 8 استاد دارد و همچنین این حوزه در قسمت خواهران و شعبه‌ی حفظ و ناظره حدود 100 نفر طلبه فعال دارد.

حوزه‌ی علمیه‌ی ماندیرو (واقع در بخش پلان):

با مدیریت مولانا دوست محمد بادپا 

این حوزه با مدیریت مولانا دوست محمد بادپا یکی دیگر از حوزه‌های فعال منطقه‌ی دشتیاری می‌باشد و در حال حاضر با تعداد 27 طلبه و 11 استاد در حال خدمت به مردم محروم منطقه‌ی دشیاری می‌باشد که از سال اول اعدادی تا چهارم مقدمات در این حوزه تدریس می‌شود و حدود 120 نفر دختر و پسر در قسمت ناظره و حفظ این حوزه مشغول تحصیل می‌باشند.

حوزه‌ی علمیه‌ی دارالسنه سندسر:

این حوزه توسط مرحوم دکتر احمد سیاد در بخش زرآباد کنارک تأسیس شد که پس از تجربه مدیران مختلف، اکنون تحت مدیریت شیخ محمد طاهر سیاد (فرزند شیخ) با 11 مدرس و 107 طلبه که اکثر آنها شبانه‌روزی می‌باشند در منطقه زرآباد فعال می‌باشد. این مدرسه، تأثیر بسزایی بخصوص در زمان خود شیخ فقید بر منطقه محروم زرآباد و سایر بلوچستان داشته است.

مدرسه‌ی فاروق اعظم سورو:

این مدرسه با مدیریت مولوی ابراهیم افغان زهی در حال حاضر با 11 نفر استاد و 146 نفر طالب و 107 نفر طالبات در بخش زرآباد کنارک مشغول بکار است. 

مدرسه‌ی دارالقرآن کلیری:

این مدرسه با مدیریت ملا عبدالوهاب با 2 نفر استاد و 40 نفر طالب که 15 نفر شبانه‌روزی‌اند در حال فعالیت می‌باشد. 

مدرسه احسن العلوم درک (شاخه‌ای از جامعة الحرمین الشریفین چابهار )

این حوزه با مدیریت طالب العلم مراد محمد دریانورد و با 1 نفر استاد و تعداد 80 نفر از خواهران و تعداد 30 نفر پسر و با همکاری شاگردان خود مدرسه در حال حاضر انجام وظیفه می‌کند.

مدرسه فاروقیه‌ی بندر تنگ (کنارک):

این حوزه با مدیریت مولوی عبدالقدیر ملک رئیسی و با 4 استاد و 100 شاگرد پسر و 39 شاگرد دختر درحال خدمت می‌باشند. 

مکتب حیدریه‌ی کهیر(کنارک):

این مکتب با مدیریت مولانا نواب حوت و با 9 استاد و تعداد 150طلبه پسر و 160 طلبه دختر فعالیت می‌نماید.

مکتب مدنی چهار بیتی:

با مدیریت مولانا اسحاق حوت و با  5 استاد، این مکتب با 90 نفر پسر و 140 نفر دختر در حال حاضر فعالیت دارد.

مدرسه‌ی تحفیظ القرآن بانسنت:

این مدرسه با مدیریت مو لانا مراد محمد خداشناس که یکی از شاخه‌های مدرسه حیدر کرار سرگان است در حال حاضر با 5 استاد و 138 نفر پسر و 98 نفر دختر، دایر می‌باشد.

مدرسه‌ی حیدر کرار سرگان:

این حوزه با مدیریت مولانا عبدالاحد سرگانی در طی چند سال اخیر خدمات شایسته را انجام داده است و در حال حاضر با تعداد 14 مدرس 90 نفر شاگرد پسر و 160 نفر شاگرد دختر در حال خدمت‌رسانی به مردم منطقه می‌باشد و حدود 7 مکتب را در روستاهای اطراف تحت نظارت دارد.

مدرسه‌ی عزیزیه‌ی کنارک:

این حوزه با مدیریت کنونی مولانا عبدالمالک ملکی پور(یکی از دو امام جمعه اهل سنت کنارک) یکی دیگر از حوزه‌های فعال در منطقه می‌باشد که خدمات شایسته‌ای را برای مردم منطقه انجام داده است و در حال حاضر با 12 نفر مدرس و 150 نفر طالب به صورت فعال دایر می‌باشد و دارای حوزه خواهران و بخشهای حفظ قرآن نیز است.

مدرسه‌ی صدیقیه‌ی کنارک:

 این حوزه با مدیریت مولانا عبدالغفور نیک بین نیز یکی از حوزه‌های فعال شهرستان کنارک می‌باشد که خدمات شایسته‌ای را برای مردم منطقه انجام می‌دهد با 14مدرس و 180 طلبه در حال حاضر فعالیت خود را منطقه ادامه می‌دهد. 

[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]
-حاج کریم بخش سعیدی را بهتر بشناسیم

حاج کریم بخش سعیدی فرزند حاجی نواب خان بلیده‌ای است که بر راسک، پیشین، هیت و باهوکلات حکومت می‌کرد. وی سال 1299هـ.ش در راسک (مرکز فعلی شهرستان سرباز) متولد شد. تحصیلات خود را در تربت (اکنون در پاکستان) آغاز و در کراچی و بمبئی ادامه داد و مدرک دیپلم را از مدارس انگلیسی هند اخذ نمود.

دوره‌ی جوانی وی با گسترش نفوذ حکومت مرکزی مصادف بود و با پدرش دو بار جلای وطن نمود. در دوران تحصیل در پاکستان همراه جوانان مسلم لیگ به فعالیت سیاسی پرداخت. پس از شهادت پدرش، زعامت خاندان بلیده‌ای بر دوش وی قرار گرفت. مرحوم حاج کریم بخش سعیدی فردی صلح‌طلب، منطقی و واقع‌بین بود. با نفوذ مردمی که داشت در دوران نمایندگی و قبل از آن نیز سعی بسیار در ایجاد روابط مناسب بین مردم بلوچ و حکومت مرکزی و منطقی نمودن تعامل بین آن‌ها داشته و در جهت محرومیت‌زدایی بلوچستان تلاش می‌کرد که در این زمینه گام‌های بلندی نیز برداشت. در جریان تنش بین دولت و خوانین بلوچ در دهه‌ی30 نقش بسزایی جهت خاتمهی غایله ایفا نمود و با حمایت از مرادخان ریگی -که عضو جبهه ملی (مصدق) بود- برای نمایندگی دوره‌ی هفدهم مجلس و به کمک وی و سرلشکر کیکاووسی توانست زمینه رفع اختلاف بلوچ‌ها با دولت مرکزی را فراهم نموده، بزرگان شیرانی و سردار زهی را از بند آزاد سازد. ایشان در دوره بسط و تسلط دولت مرکزی بر بلوچستان و درسال 1346هـ.ش –دوره‌ی بیست و دوم مجلس شورای ملی- با اکثریت قاطع آرا‌ی مردم به مجلس راه یافت و از طریق کرسی مجلس تلاش در پیشرفت و آبادانی بلوچستان نمود. وی در دوره‌های بیست و سوم و بیست و چهارم نیز از حوزه‌ی ایرانشهر و سپس حوزه‌ی چابهار به مجلس رفت. وی در رقابت با حزب ایران نوین با حزب مردم همکاری داشت.

ایشان به تحصیل جوانان بلوچ اهتمام ویژه داشت و برای کمک به تحصیلات دانش‌آموزان بی‌بضاعت بلوچ در آن زمان که فقط در زاهدان دبیرستان وجود داشت از طریق جمعیت شیر و خورشید (هلال احمر) برای آنان خوابگاه و پس از مدتی کمک هزینه‌ی تحصیلی گرفت و برای توسعه‌ی مدارس تلاش وافر نمود. همچنین در اوایل دوران نمایندگی از دانشگاه‌های تهران، اصفهان و فردوسی مشهد سهمیه‌ی اختصاصی برای بلوچستان گرفت تا راه تحصیلات عالیه را برای آنان هموارتر سازد و در نهایت با کوشش بسیار توانست مجوز دانشگاه بلوچستان را اخذ و برای تأسیس آن تلاش و پیگیری نماید. روزی دانشجویی اهل ایرانشهر به وی مراجعه می‌کند و اظهار می‌دارد که توانایی پرداخت شهریه دانشگاه را ندارد، حاجی سفارش نامه‌ای برایش خطاب به دکتر نهاوندی می‌نویسد آن فرد نامه را با تردید می‌گیرد و گمان می‌کند ایشان قصد دست به سر کردنش را دارد، حاجی که تردید وی را می‌بیند به او می‌گوید شما نگران شهریه نباشید اگر دانشگاه همکاری نکرد، لازم باشد کت و شلوارم را می‌فروشم اما اجازه نمی‌دهم بخاطر شهریه از تحصیل محروم شوید.

 

وی اساس آبادانی یک منطقه را در داشتن «آب، راه و دانش» می‌دانست. در همین راستا قبل از نمایندگی و همچنین دوران نمایندگی مجلس شورای ملی برای احداث سد بر رودخانه‌ی سرباز تلاش و پیگیری زیادی نمود و توانست موفقیت‌هایی را در این زمینه کسب کند و احداث سد پیشین در اثر تلاش‌های ایشان آغاز گردید. وی برای یافتن محل مناسب برای ساخت سد شخصاً به همراه مهندسین مشاور مسیر رود سرباز را با شتر سفر نمود. همچنان وی برای رونق کشاورزی بسیار تلاش نمود و کاشت درختان گرمسیری و توسعه‌ی مرکبات در بلوچستان حاصل تلاش ایشان است. در زمینه‌ی راهسازی نیز وی با سختی بسیار توانست موافقت دولت برای احداث راه ایرانشهر به چابهار را از مسیر سرباز و دشتیاری اخذ نماید و با ساخت راه ترانزیتی در نزدیکی مرز پاکستان به تجارت و مبادلات مرزی این منطقه رونق دهد. این جاده قبلاً توسط دولت برای اهداف صرفاً نظامی و برای اتصال پایگاه هوایی و دریایی کنارک به مرکز و از مسیر دیگری در نظر گرفته شده بود.

حاج کریم بخش سعیدی برای فرهنگ و ادب بلوچی نیز ارزش فراوانی قایل بود و برای شناساندن ادبا و شعرای بلوچ و ایجاد ارتباط بین آنان و اداره‌ی فرهنگ کوشش بسیار نمود. از جمله تلاش زیادی برای شناساندن مولوی عبدالله روانبد عالم و شاعر نامی بلوچ به وزارت فرهنگ نمود.

در سال1358 ایشان به همراه سایر سران طوایف بلوچ مدتی را به پاکستان رفت. اما در سال1365 با تقاضای وی برای بازگشت به وطن موافقت شد و چند ماهی را در زاهدان در بازداشت گذراند و سپس تا وفاتش در1367 مجاز شد که فقط در تهران زندگی نماید. او یک سال قبل از وفاتش اجازه یافت برای آخرین بار به بلوچستان سفر نموده و با مردم دیدار نماید. وی در 11خرداد1367 در تهران بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

وی فردی بسیار متدین بود و با علمای برجسته بلوچستان بخصوص مولوی عبدالعزیز ملازاده روابط حسنه‌ای داشت. مشهور بود که از جوانی قیام اللیل را ترک نگفته است. سخاوت بسیار داشت، از کینه‌توزی و انتقام‌جویی دوری می‌جست و با داشتن قدرت عفو می‌کرد. در یاری به علما و دانش‌آموزان و دانشجویان جهدی فراوان داشت و سعی وافر در پیشرفت بلوچ و بلوچستان نمود و بسیار وطن دوست بود. بررسی فعالیت‌های نمایندگان بلوچستان در مجلس آشکارا بیانگر آنند که تاکنون فعال‌ترین نماینده در ایجاد زیرساخت‌های بنیادین عمرانی و فرهنگی بلوچستان مرحوم حاج کریم بخش سعیدی بوده است.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

معرفی روستای تیس

قسمت دوم: سیر تاریخی  روستای  تیس

نویسنده: یوسف محتشمی

با شروع قرن شانزدهم  میلادی  قدرت جدیدی وارد عرصه تحولات  مشرق زمین گردید . این نیروی جدید قدرتهای اروپایی  بودند  . اولین دولت غربی  که توانست با عبور از  دماغه امید  نیک  قاره آفریقا را دور بزند  و وارد اقیانوس هند  شود ناوگان دریایی  پرتغال بود.

در سال 1481 میلادی يکی از ملّاحان پرتغالی به نام بارتلمی دياز خود را به دماغة جنوبی آفريقا رساند و به اقيانوس هند پا گذاشت.اگر چه او متوجه مسير خود نبود و نمی دانست که با ادامه راه می تواند به هندوستان برسد.در سال 1497 ميلادی واسکو دوگاما بزرگترين مکتشف پرتغالی،به فرمان پادشاه پرتغال همراه چهار کشتی بزرگ جنگی در جستجوی راه ادويه به شرق رهسپار شد.در اين سفر بارتلمی دياز او را همراهی کرد.واسکودوگاما قصد داشت با دور زدن آفريقا خود را به هند رساند.واسکودوگاما پس از ورود  به آبهای  اقیانوس  هند با راهنمایی و مدد امیر البحر مشهور عرب   احمد بن ماجد  نجدی  به مسیرهای  دریایی و سواحل  اقیانوس هند  و دریای  عرب آگاهی یافته    و پس از ورود  به  آبهای  شمال غرب اقیانوس هند در مسیر دریایی بسوی هندوستان  در سواحل  بندر  پسنی  لنگر انداختند.[1]  در نهایت  سال 1498-904 ه  به هند  رسیدند . این واقعه  اولین  برخورد  پرتغالیها  با سواحل مکران  بود سفر  دریایی دو گاما  تجارت  اروپا را دگر گون  ساخت  و برای  کشورش چنان دستاورد  عظیمی داشت  که پادشاه پرتغال  به  زودی  خود را خداوند کشتیرانی  و تجارت و فاتح  هندوستان ، حبشه ، عربستان  و ایران  لقب داد  و پاپ  هم این لقب را  تایید کرد . در سال 1503 میلادی /909 هجری قمری پادشاه پرتغال  یکی از ریانوردان خود   را به نام آلفونسو آلبو کرک  مامور رفتن به هند  کرد . آلبو کرک  از شرق آفریقا به سمت  هند حرکت پس   از آن  به تواتر مابین  سالهای 1515 الی 1581  ناوگان  پرتغالیها  در حال تردد  در سواحل مکران  بودند. پس از ورود  ناوگان  پرتغالیها  به اقیانوس هند   که  ابتدا  و به  ظاهر  جهت  اهداف تجاری و سوداگری  و گشودن  مسیرهای  جدیدی  برای تجارت  ادویه  بین مشرق  زمین  و اروپای غربی  بود اما   طولی  نکشید  که چهره اشغالگری  و چپاولگری غربی ها  آشکار   شد  آنان   به  تدریج   با  کمک  ناوگان مجهز  و تجیزات  اتشین  و باروت توانستند  در اندک  مدتی  اکثر  سواحل اقیانوس هند و دریایی عرب  را آماج حملات  خود  کنند. و نواحی سوق الجیشی را به تصرف خود درآورده  و پایگاههایی را در آن جا احداث  نمایند.[2]

پرتغالیها  همواره  در پی  یافتن پایگاههایی در مدخل  دریای سرخ و خلیج فارس  بودند تا بتوانند معبرهای  دریایی  را برای  انحصار تجارت در دست گیرند  . از این رو  بر جزیره سوقطره در خلیج عدن   و سپس  در مدخل خلیج فارس بر هرمز  مسلط شدند  و در سواحل مکران  به بندرگاه تیس مسلط شدند.

 در سال 1506 شاه پرتغال امانوئل دن فرانسیسکو دی المیدا ( Don Franced co Almeyda)  مسیرهای  دریایی  متصل به هند  را به سه قسمت   تقسیم نمود.:

1-     قسمت اول  شامل دریای احمر تا خلیج فارس .

2-      قسمت دوم  از راس جاسک تا دهانه  رود سند   که این بخشهای  تمامی  بنادر مکران را شامل بنادر میشد(  تیس،  گودر، کلمت، پسنی، اورماره، و دیبل).

3-      قسمت سوم  و آخرین  بخش از دیبل  شروع و تا گجرات ادامه داشت.[3]

پس از آن  ناوگانهای پرتغالی  به کشتیها در هر نقطه ای حمله  میکردند   و  یا آنها را غرق نموده  و یا  به آتش میکشیدند و یا بر آنها مستولی می شدند.[4]

به این ترتیب سواحل مکران در درون بازی استعماری قدرتهای اروپایی  وارد شد   همچنین   این سواحل  برای تداوم تکاپوی  استعماری پرتغالیها دارای  اهمیت بسزایی بود و ناوگان  دریایی پرتغال  بشدت  وابسته به این سواحل بود آنان  از این سواحل  برای فعالیتهایی  نظیر  تعمیر کشتی ها ، تامین آذوقه و خوار و بار  و تامین آب آشامیدنی  نیاز داشتند.  در پی آمد همین موضوع   سواحل مکران  آماج حملات  دریایی  ناوگان تجاری جنگی  پرتغالیها قرار گرفت.  علی الخصوص   حجاج خانه خدا که  از شرق عالم اسلامی به قصد تشرف به بیت الله حرام  از مسیرهای دریایی در حال تردد بودند   این کارونهای  دریایی اهداف سهل  مناسبی برای استعمار گران به شمار می رفتند  . سواحل مکران  هم  از عمده  محلهای تردد  حاجیانی بود  که از  شرق اسلامی  رهسپار حج بودند. مخصوصاً  در ان دوران که  با  تصرف ایران و  کشتار های صفویه و عناد ذاتی آنها با اهل سنت   امکان سفر  از مسیرهای زمینی را برای مسلمانان  مشرق  غیر ممکن نموده بود  مسیر  دریایی که از مکران میگذشت حائز اهمیت بسیاری بود و  بود.

در آن دوران  تنها نیروی دریایی  اسلامی  که توان رویارویی  با ناوگان  پرتغالیها در اقیانوس هند داشت   دولت ممالیک مصر بود  که می توانست  امنیت حجاج  خانه خدا را فراهم آورد اما  متاسفانه ضعف داخلی  مانع مقاومت  آنها در مقابل  پرتغالیها شده بود.

 سرانجام  پس از تصرف مصر  توسط قوای  عثمانی  و شکایات  فراوانی  که از مظالم  و راه بندی های پرتغالیها در  دریای عمان  و اقیانوس هند   بر علیه حجاج خانه خدا صورت میگرفت  خلیفه عثمانی  ابتدا ناوگانی  را به قصد  حمایت از حجاج خانه خدا  در دریای سرخ  تجهیز  نمودند و مرکز  این پایگاه  مهم  را در سرزمین یمن  و شهر عدن قرار دادند. [5]

 پس از حضور دریایی  عثمانی ها در  دریای عرب  و بحر احمر  زمینه حضور  این  دولت نیرومند اسلامی  در دریای عمان  و خلیج فارس فراهم شد.  پس از ورود ناوگان دریایی  عثمانی ها  به  صحنه رقابت  دریایی اقیانوس هند  و بحر عرب  دو دولت  عثمانی و پرتغالی  وارد  رقابت و کشمکش  بر سر  تسلط  بر این دریا  شدند . هر دو نیروی  فوق بر سر کنترل سواحل مکران  که بخش بزرگی از سواحل شمال غرب اقیانوس  هند و بر  سر راه  دریایی  تجارت شرق به غرب قرار داشت  به رقابت  برخاسته بودند  . در این بین  ناوگان  عثمانی به علت  مسلمان بودن  مورد حمایت  مردم   بلوچ  بود . [6] همچنین برای خلیفه عثمانی  برقراری امنیت حجاج خانه خدا  که  از هند و آسیای میانه و سایر ممالک شرقی  و از مسیر  دریایی  به حج  بیت الله می رفتند  فوق العاده  اهمیت داشت و  برای خلیفه عثمانی  به عنوان «خادم الحرمین شریفین»    برقراری  امنیت کشتیرانی  سواحل مکران  و دریای عرب  از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود  زیرا بیشتر  مسیر های دریایی  حجاج بیت الله  الحرام  از همین دریا  عبور می کرد . خلیفه  عثمانی  بعنوان  مسئول  تامین امنیت  مسلمین  علی الخصوص  حجاج  بر  تامین  امنیت  این حدود پافشاری زیادی  داشتند . از جانب دیگر  ناوگان صلیبی  پرتغالیها نیز بسیار نیرومند  و قدرتمند  بود  و سواحل شمالی خلیج فارس  را بعلت  هم پیمانی  با شاه  صفوی ایران در اختیار داشتند و  در عملیات در سواحل  مکران  از حمایت شاه   ایران هم  برخوردار بودند .  و در تیس نیز پایگاه قدرتمندی  را با حمایتهای  شاه ایران   برقرار نموده  بودند  .  پرتغالیها  برای  در اختیار داشتن راههای  تجاری  هند  هر بهایی را حاضر بودند  بپردازند.[7]

دولت عثمانی پس از  تصرف  شام و برانداختن  سلطه ممالیک متوجه  حضور در  مناطق دریایی شرق گردید  و در ابتداء  ناوگان عثمانی  به بحر احمر  مسلط  گردید  و سلطان  سلیمان  عثمانی  سلیمان پاشا  را در راس  ناوگان  عظیم دریایی  که مشتمل بر  70 فروند  کشتی می گردید  رهسپار  دریای احمر  و سواحل  اقیانوس هند  نمود  این ناوگان   نفوذ  خلافت عثمانی را در یمن  و عدن تقویت نمود  و به جمع آوری معلومات  از تحرکات  ناوگان صلیبی  پرتغالی پرداخت.

 از طرف دیگر  سلطان  با فتح  عراق و اعلام انضمام امارات خلیج( احساء و بحرین) به خلافت عثمانی  دولت عثمانی  مستقیماً رو در روی  استعمار گران پرتغالی  در خلیج فارس و دریای عمان قرار گرفت.[8]

 دولت عثمانی  ناوگان  عظیم دریایی  به فرماندهی  امیر البحر  پیری رئیس  تدارک دید  و در جمادی الاول 959ه / آوریل 1552 میلادی از سوئز بسوی باب المندب حرکت نمود . و پس از  عبور  از بحر احمر  و عدن  و در  اکتوبر  1552 وارد دریای  عمان شد  و مسقط  را که در تصرف  قوای پرتغالیها  بود بمدت 27 روز محاصره  نمود  و سپس  بسوی هرمز  رهسپار شده   و سفیری را جانب حاکم مکران  گسیل داشت  . وی به دیدار حکمران  مکران  ملک جلال خان رفته   و از وی  درخواست  حمایت و مساعدت در اجرای  اوامر  خلیفه  مسلمین را نمود . ملک جلال  خان  نیز در جهت  اجرای فرامین  خلیفه قول مساعد داده  و در بندرگاههای  مکران  تسهیلات  تعمیر کشتی  های عثمانی و مساعدتهای انسانی را برای ناوگان  عثمانی  فراهم نمود و قول تامین مایحتاج  قوای عثمانی را داد. . موضوعی که  خشم  قوای استعماری پرتغالی را بر افروخت. [9]

 در سال 1581 بار دیگر  ناوگان  عثمانی  به فرماندهی  دریا سالار  علی بیگ  و نیروهای استعماری  رودروی یکدیگر قرار گرفتند . این رویارویی  که در مسقط  روی داد  ناوگان  پرتغالیها  شکست خورده   و رو به هزیمت  نهاده  و بسوی هرمز  و سواحل  ایران عقب  نشینی  کردند  . در  اثنای این عقب نشینی  قوای پرتغالی  از دریای  عرب  به بهانه  اتحاد بلوچها با عثمانی ها  در سر راه بازگشت  به   هرمز و تیس  قراء و قصبات  ساحلی  مکران  را با  سلاحهای اتشین  به توپ بسته  و  به کشتار مردم پرداختند از جمله   در خود تیس  دست به کشتار  و سرکوب مردم   بی دفاع زدند  . شهرها را خراب  و سکنه  را قتل عام کردند  و  دد منشی را به آنجا رسانیدند که حتی به کوکان و زنان  نیز رحم ننمودند  و شهرها را بکلی ویران کردند. در این جنگ  بسیاری ازنواحی   ساحلی مکران  همچون جیونی ، بریس ، تیس و غیره مورد هجوم  ناوگان پرتغالی قرار گرفت[10]

 در همین دوره  سواحل نشینان  بلوچ برعلیه  قوای پرتغالی  دست به یکسری مقاومتهای مردمی بر علیه  استعمارگران  پرتغالی زدند  که  واقعه معروف حمل  و جیهند  در همین دوره به وقوع پیوست  که دستمایه بسیاری از اشعار و حماسه های  بلوچی  قرار گرفت.

ماجرای حمل و جیهند  روایت  مقاومت  شجاعانه  دلاور مردان  بلوچ در مقابل  استعمار گران  اروپایی  بود .جالب آنجاست که استعمار گران  نه تنها  از تخریب منازل و کشتار مردم  احساس اندکی شرم ننممودند  بلکه با مباهات و افتخار  داستان  وحشیگریهای  غیر انسانی خود را  در کتابها و گزارشهای خود قید نموده  و مایه مباهات دانسته  و به ان افتخار  نمودند.

پس از غارتگری های  و چپاول گری های  قوای پرتغالی  تیس  به محلی خالی از سکنه  و متروک تبدیل گردید  و سرانجام  با قیام سیف بن سلطان یعربی  پادشاه  عمان  و قیام  پیروزمندانه  مردم عمان بر علیه  پرتغالیها آنان موفق شدند  ابتدا  استعمارگران را از  مسقط برانند  و سپس با یکسری مجاهدتها و جنگ  آوریها  تمامی سواحل دریای  عمان را بطور کامل  از لوث وجود  پرتغالی ها  پاکسازی نمایند  و مرکزیت پرتغالیها  فقط  به  هرمز و انهم تحت حمایت دولت صفویه ایران منحصر گردید .

عمانی ها پس از آزاد سازی تیس  از بقایای  قوای پرتغالی  در جنوب این  روستا و در مدخل خلیج   که بعد ها به چابهار  معروف شد  سنگ بنای قریه  جدیدی  را بنا نهادند  و گروهی از مردم  عمان و  تجار ان سامان  را به بندر گاه  جدید  اقامت گزیدند.

 تیس از آن زمان به بعد به متروکه ای تبدیل  شد  و از ان شهر  آباد  فقط بقایای  مخروبه قلعه ای  ساخته شده در دوره اسلامی  که بر فراز  تپه ای  بود بر جای ماند که یاد آور آخرین حکمرانان این  قلعه  به  قلعه پرتغالیها  مشهور شده بود . و از  تیس بجز  خاطره ای  در بین  مردم و ساحل  نشینان  بلوچ  و سطوری که در کتابهای تاریخ بود چیزی نماند.

تا اینکه در سال   1282  ه-1865م  چند تن از خوانین  و بزرگان بلوچ مکران وجود  بندر متروکه تیس  را به وکیل الملک  حکمران  کرمان اطلاع دادند  و وی  به  میرزا  مهدی خان  سرتیپ و عبدالله خان  (بلیده ای )حاکم مکران  ماموریت داد  که از  این بندر  بازدید  به عمل آورد. این  دو مامور دولتی  در طی نخستین ماموریت خود قلعه  کوچکی  در  تیس ساخته  و حدود بیست خانوار  از اهالی دشت را به آنجا  کوچ دادند . بعدها قلعه دیگری  در تیس ساخته شد  و مجدداً  تیس رو به آبادانی  گذاشت.[11]

 

 

 

 

منابع:

1-     مکران قدیم سی  عهد جدید تک   (2009)  نوشته  دکتر حمید بلوچ   ص 211 

2-     تاریخ الخلیج العربی  ص6

3-     مکران عهد قدیم سی عهد جدید تک ص211

4-      مجله الوثیقه / صفحات  من تاریخ  النفوذ البرتغالی فی البحرین  مجله الوثیقه العدد  الاول رمضان 1402 / یولیو 1989 ص 122

5-     جهود العثمانیین  فی الحد  من التهدید البرتغالی  للنشاط التجاری   فی الخلیج العربی  من خلال  الوثائق العثمانیه( 1559-1538م 967-945ه) الدکتور  نبیل  عبدالحی  رضوان  الاستاذ المشارک فی التاریخ  الحدیث و المعاصر  قسم التاریخ  و الحضارة  الاسلامیه  بکلیة  الشریعة و الدراسات جامعة  ام القری  بمکة المبارکة  ص8

6-     مکران  قدیم سی  عهد جدید تک حمید بلوچ ص212

7-     همان  ص 212- 213 همچنین ر ک :  Baloch Inayatullah(1995) Islam the  state and identity: the Zikris of  Balouchistan Titus P.(ed) oxford university press , Karachi P.230

8-     جهود العثمانیین جهود العثمانیین  فی الحد  من التهدید البرتغالی  للنشاط التجاری   فی الخلیج العربی  من خلال  الوثائق العثمانیه ص 11-12

9-     مکران حمید بلوچ 212-213

10- مکران  حمید بلوچ 213 الی 215  همچنین ر .ک  بدل خان صابر (2000) ایضاً صفحه 154-155 و

Miles S.B.D.1919,the countries and tribes of  the Persian Gulf ,London  pp176-177 cited by Sabir Badal Khan 2000 foot notes p 155-154

11- مرآت البلدان  اعتماد السلطنه  صفحه 112

 

 

 

[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

به گزارش ایرنا 1391/10/12 

دولت با توجه به بافت جغرافیایی منطقه و با هدف توزیع بهینه و عادلانه خدمات، با ایجاد چند شهرستان جدید در استان های تهران، خوزستان، سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد موافقت کرد.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

شهرستان ایرانشهر در میان سایر شهرستانهای  بلوچستان  از نظر تعداد دارای بیشترین و در عین حال از نظر اهمیت با ارزشترین آثار باقی مانده از دوران پیش از تاریخ را در خود جای داده است. این امر بیشتر متاثر از دو عامل ،موقعیت خاص استراتژیک  آن  و واقع شدن در شاهراه ارتباطی تمدنهای بزرگ نیمه شرقی فلات ایران در هزاره های چهارم و سوم قبل از میلاد بوده و دیگری وجود شرایط زیست محیطی و دستیابی آسان به منابع غنی  آب ،که باعث شده مناطق مختلف ان زیست بوم مناسبی برای انسان،گیاهان و جانوران گردد.شواهد این تنوع و گستردگی آثار زندگی  و یا استقرارهای بر جای مانده بشری  را می توان به صورت  تپه ها و محوطه ها، گورستانها و ... در جای خالی  ان مشاهده نمود.

یکی از مهمترین کانونها و مراکز  استقرار های متعلق به دورانهای  پیش از تاریخ و هزاره  های سوم و دوم پیش از میلاد در شهرستان ایرانشهر،اسپیدز می باشد

اسپیدز یا اسپیدژ(دژ سفید) که نام خود را از قلعه ای به همین نام از دوره اسلامی  که باسنگ لاشه سفید رنگ ساخته شده گرفته و بانخلستانهای  سر سبز  و انبوه  و چشمه ای  گوارا در فاصله 40 کیلومتری جنوب غرب  شهر بزمان واقع شده است.

تا اینکه تب دستیابی  به دفینه های  احتمالی  و خیالی  در سال 1381 در مناطق استان همجور (جیرفت)بدینجا سرایت کرد و دامن این گورستان را نیز گرفت و بسیاری  از آثار  آن  به غارت رفت  و نابود گردید . همین امر سبب شناسائی و نهایتا ثبت آن به شماره 6745 در فهرست آثار ملی  کشور در سال 1381  گردید.در بررسی  اضطراری  چند روزه  در بخش بزمان که توسط کارشناسان میراث فرهنگی  استان در شهریور  ماه سال 1381 صورت گرفت،آثار  فراوانی  از دوره های  مختلف پیش از تاریخ- تاریخی  و اسلامی در منطقه شناسای  گردید  و در همین زمان به مدت ده روز کار مقدماتی مطالعاتی  و ساماندهی  گورستان اسپیدز  به اجرا درآمد که نتایج شگرفی از آن حاصل آمد.

گورستان اسپیدز با حدود 20 هکتار وسعت در بردارنده  آثار  دو دوره متمایز،دوره اسلامی و دوره پیش از تاریخ می باشد دوره اسلامی  آن شاهد بقایای قلعه سنگی  و استحکامات سنگچین و قبور  آن می باشد که عموما در جنوب  شرق این محوطه واقع شده است.

دوران پیش از تاریخ آن علاوه بر غارهای  شماره 1و 2  در مرکز  و شمال غرب آن قرار  گرفته و قسمت اعظم محوطه را به خود  اختصاص داده است اثار  دوران پیش از تاریخ این بخش  خود متعلق  به دو دوره کوتاهتر  زمانی ،هزاره سوم قبل از میلاد و عصر برنز  و دیگری  اواسطهزاره دوم قبل از میلاد و اواخر عصر برنز  جدید و آغاز عصر آهن  می باشد متاسفانه بیشتر حفاری های  غیر مجاز  و تخریب آثار  در همین  مناطق صورت گرفته  و سبب مضطرب  شدن و به هم ریختگی آثار سطحی این دوره شده است.

با توجه  به نتایج کاوشهای صورت گرفته در تیر  و مرداد ماه  سال 1382(به سرپرستی  آقای محمد حیدری ،کارشناس مسائل  میراث فرهنگی استان ) می توان  اذهان نمود،ساکنان اولیه اسپیدز  در  هزاره  سوم  و دوم قبل از میلاد  از سطح دانش  و فن آوری  بالائی  در زمینه های گوناگون برخوردار  بوده  و از رفاه اجتماعی  نسبی بالایی  بهره مند بوده اند. با دانش  ذوب فلزاتی همچون مس (و حتی دوره ای آهن نیز ) آشنا بوده و کانی  مس  را از کانسارهای همجوار  همچون گربودار  و مادر مکسان استخراج و مس  را از آن استحصال نموده و نهایتا با ان ابزار  و اشیاء از مس  و مفزغ  می ساختند. از انواع دست ساختهای مسی- مفرغی می توان به ساخت  انواع ظروف همچون کاسه ،پیاله،لیوان،ظروف دارای لوله یا آبریز ناودانی  شکل ،ملاقه و ابزار آلاتی همچون درفش،سمبه،سوهان، ابزار  چهار پهلوی  نوک تخت و ابزار مفتولی نوک گرد و نوک پهن  و سلاحهای  مفرغی  همچون کارد،خنجر ،تبر ، و سر پیکان و سایر اشیاء  همچون مهره های استامپی ،پیکرک،آینه  های گرد ودسته دار  ،مهره ،سنجاق سر ،میله سرمه و ... اشاره نمود.

ساکنان اولیه اسپیدز  علاوه بر  فلزگری   به تراش و صیقل سنگهای تزئینی و نیمه بها دار  که از دور  و نزدیک تهیه شده بود، می پرداختند و از سنگهای  عقیق،لاجورد،مرمر ،آهک ،فلینت و چخماغ  انواع مهره ها به اشکال گرد،بیضی،لوزی ،استوانه ای یا خمره ای  و مهره های دوکی شکل می ساختند.

با نگاهی به آثار مکشوفه در قبور اسپیدز می توان نوعی آثار شکل گیری جامعه طبقاتی  را از نظر میزان سطح رفاه و موقعیت و منزلت  اجتماعی افراد مشاهده نموده. در آن زمان تقسیمات کار صورت  گرفته بود و مشاغل و حرفه های تخصصی گوناگونی همچون سنگ تراشی  و ابزار  سازی ، شکار گری،فلز  کاری ،سفالگری،حصیر بافی (احتمالا پارچه بافی) و تجارت بوجود آمده بود. برای احراز مالکیت خود از مهره های استامپی که از جنس سنگ  یا فلز  ساخته شده بود استفاده  می کردند. اندازه ،نقش  و حتی جنس  مهره ها بیانگر  میزان اعتبار  اجتماعی  صاحبان آنان محسوب می گردید . تاکنون تعداد  زادی  مهر و  و اثر استامپ  با نقوش حیوانی  همچون نقش پرنده و حیوانات  درنده(شیری در حال یورش و حمله که  بروی دو پای خود ایستاده)خصوصا از دوره پایانی  عصر برنز و آغاز  عصر آهن،به دست آمده.

نقش انسان بروی ظروف سفالی  برای اولین بار  در سیستان و بلوچستان در این محل  ظاهر  می گردد

در این نمونه بروی  لبه خارجی  لبه یک سفالین نخودی  رنگ نقوش  یک  در میان مردان و زنانی در حالت ایستاده  با بدنی دوکی شکل با دستها و پنجه های  باز  که در حالت اجرای مراسمی  خاص (احتمالا رقص های  آئینی )هستند. نقش بسته است. نقوش سفالینه های  اسپیدز  شامل  نقوش انسانی حیوانی ،نباتی  و طبیعت  بی جان منطقه  می توان میباشد. از نقوش  عمده می توان به نقوش جانوران و حیوانات بومی  منطقه همچون نقش بز سانان (کل،قوچ،میش ،آهو ،جبیر)عقرب،مار و لاک پشت  و گیاهان درختانی همچون نخل ،خرما ،خوشه گندم و همچنین نقوش طبیعت بی جان همچون نقش تپه ،کوه ،کوهستان،خورشید و نقوش مواج آب اشاره داشت.

نقوش شانه ای  شکل چهار بز سر به هم داده که تشکیل گردونه خورشید یا حیات (صلیب شکسته )را می دهند،از نقوش  محوری  سفالینه های اسپیدز محسوب می گردند.فرم قبور  هزاره سوم قبل از میلاد (عصر برنز)اسپیدز عموما  گور دخمه ای  یا سردابی  شکل بوده ،به گونه ای  که جسد را به صورت چمابته  درون فضای کروی  و دخمه شکل آن گذاشته و اشیاء تدفینی را پیرامون آن قرار می داده  و نهایتا ورودی  را با سنگ  لاشه مسدود  می نمودند.

از نظر  تعداد اشیاء  تدفینی  قبور با هم  تفاوت زیادی  داشتند که در این میان قبوری  با 44 و دیگری  با 60 شیئی فرهنگی بیشتر  آثار  مکشوفه را به خود اختصاص  می داند. که در این میان  ظروف ساخته شده از سنگ  خصوصا سنگ مرمر و سنگ صابون از اهمیت خاصی برخوردارند.در این قبور  یک ظرف سفالین مکعب مربع شکل خاکستری  رنگ منقوش به دست امده که در نوع خود در ایران بی نظیر است.

از جمله دستاوردهای مهم دیگر می توان به کشف ابزار  و وسایل کار یک هنرمند  فلزگر  در قبور در قبور  متعلق به پایان عصر مفرغ و آغز  عصر آهن  آن اشاره  نمود. آثاری شامل ،ملاقه مفرغی،بوته یا ظرف گلدانی  شکل مخصوص  ذوب فلز (مس) که داخل  آن از مس  مذاب سرد شده پر می باشد به همراه انواع ابزارهای نوک گرد و نوک تخت( دو سر تخت) مفرغی  چهار پهلو  یا گرد  به همراه سمبه و ابزار آلات  نوک تیز  یا نوک پهن آهنی  به دست آمد که در نوع خود بی نظیر  یا کم نظیر  می باشد .

یکی از آثار حیرت آوری که در این  کاوشها به دست آمده  یک سر  پیکان سنگی بود. دو ویژگی  خاص  این سر  پیکان را از سایر  سر پیکانها سنگی پیش از تاریخ متمایز می نماید،یکی ساخته شدن به وسیله تراش و صیقل کاری  و نه تراش برداری  و دیگری   ساخت آیرودینامیک لبه های  آن می باشد به صورتی  که یک طرف آن کاملا یخ و صاف بوده و طرف دیگر دارای  انحنا و قوس  برای چرخش  در هوا و سرعت و طی مسافت بیشتر بوده است .

فصل دوم کاوش  در محوطه باستانی اسپبدز بزمان ایرانشهر  در پایان زمستان 1384(بهمن و اسفند ماه ) به مدت 45 روز  انجام گرفت. در فصل تعداد دیگری  از قبور  گورستان مورد بررسی  و کاوش و مطالعه قرار گرفت. در نتیجه این کاوشها چندین خمره و قطعه سفالی  با ارزش،مهر استامپی  با نقوش عقاب،گل شش پر و نقوش هندسی  به همراه یک نقش انسان کنده بر روی سفال  با خمیره قرمز  به دست  آمد با کشف این نقوش  انسان،این دومین نقش انسانی  است که در استان سیستان و بلوچستان بر روی سفال  به دست آمده علاوه بر آن مجاورت گورستان اسپیدز، کوره ذوب فلز ات  و استحصال  مس شناسائی  گردید که وفور  سرباره  های حاصل از ذوب  سنگ مس  نشان دهنده رونق  فلز گری در اسپیدز  می باشد که این نمونه ها و این گونه دست سازه های مسی و مفرقی را به صورت های انواع سلاح همانند تبر ،کلنگ،خنجر ،سر نیزه،زوبین  و انواع ظروف و اشیاء و ادوات فلزی همچون کاسه،لیوان و پیکره های حیوانی  شاهدیم.

کاوشهای اخیر  اسپیدز نشان دهنده ارتباط فرهنگی  با تمدن های بمپور و جازموریان و همدوران بودن تمدن اسپیدز و شهر سوخته می باشد

منبع   بروشور اداره میراث فرهنگی استان

تهیه کننده  بروشور جناب آقای سید محمد حیدری باستان شناس و کارشناس مسائل باستانی  و تمدن اسپیدز

یا علی التماس دعا

بانشر مطلب از وبلاگ اسپیدژ قلب تپنده میراث بلوچستان

http://spedz.blogsky.com

[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]
ترجمه: خالد محمدی

شاید اسم «عبدالرحمن السمیط» به گوش شما نرسیده باشد. وی از دعوتگرانی است که ۳۰ سال از عمر ارزشمند خود را در راه خدا و دعوت ملت‌ها و قبائل آفریقایی به دین اسلام صرف نموده است و ثمره‌ی تلاش خستگی ناپذیر این فرد مؤمن و با ایمان اسلام آوردن بیش از ۱۱ میلیون نفر از کشورهای مختلف جهان می‌باشد. 



ادامه مطلب
[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

قلعه قصرقند با قصه های فراوانی از دردها و شادیهای صدها سال پیش مردم بلوچستان همچنان استوار و پا برجا در انتظار گردشگران برای بازگویی این قصه‌هاست. به گزارش ایرنا، قلعه قصرقند در مرکز شهر قصرقند از توابع شهرستان نیکشهر و در قسمت شرق مسجد جامع این شهر قرار دارد که از جانب شمال غربی – جنوب شرقی و جنوب به وسیله خانه های مسکونی احاطه شده است و از جهت شمال و شمال شرقی به نخلستان محدود می‌شود.

مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیکشهر در خصوص تاریخچه این اثر به خبرنگار ایرنا گفت: این قلعه قدیم الایام مقر حکمرانی حاکمان بوده است.

خیرالنسا امیری افزود: با توجه به نوشته‌ها و کتاب‌هایی که در مورد مکران زمین و کرمان تالیف شده است می‌توان گفت که تاریخ ساخت قلعه به دوره های قبل از صفویان باز می‌گردد بنا به روایت ریش سفیدان و آن چه در کتب مختلف در مورد حکمرانان قلعه قصرقند نوشته شده است بیشتر حاکمان از طایفه ˈبلیدهˈ ایها بوده‌اند.

وی ادامه داد: طایفه بلیده ای از مسقط به سرزمین بلیده واقع در بین تربت مکران و پنجگور در بلوچستان پاکستان مهاجرت کرده‌اند.

امیری گفت: برخی عقیده دارند که بلیده ها از اعراب بوده و بر اثر اختلاف ایجاد شده بین آنها به پاکستان مهاجرت کرده و بعد از آن به بلوچستان ایران آمده‌اند.

مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیکشهر بیان کرد: قلعه بر روی تپه ای دست ساز به ارتفاع ۱۰ متر قرار گرفته و ابعاد تقریبی این مجموعه ۱۰۰ متر در ۶۰ متر و محدوده حاکم نشین آن ۳۰ در ۴۵ متر است.

ورودی قلعه در ضلع جنوبی آن بوده و حاکم نشین در قسمت شرقی و بلند تر از سایر قسمت‌ها قرار داشته اتاقهایی که در ضلع غربی قلعه ساخته شده است آخرین بار از آنها به عنوان ساختمان ژاندارمری استفاده شده است که دارای مساحتی برابر ۲۸۵ متر مربع است.

مدیر اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان نیکشهر گفت: این بنا توسط حاکمان برای حکمرانی منطقه ساخته شده است و پس از شکسته شدن حکومت‌های محلی بازماندگان حاکم مجبور به ترک قلعه شده‌اند.

امیری اظهار داشت: قلعه تاریخی قصر قند در تاریخ ۱۲ / ۱۱ /۸۱ با شماره ثبتی ۷۲۶۰ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

بخش قصرقند از توابع شهرستان نیکشهر با ۴۰ هزار نفر جمعیت بیش از ۱۲۰ پارچه آبادی و روستا و دو دهستان ساربوگ و هلنچکان دارد و در فاصله ۶۵ کیلومتری این شهرستان واقع شده است.

قصرقند در قدیم انبار غله منطقه جنوب بلوچستان بوده و کشت برنج و شبدر برسیم در آن رواج بیشتری دارد و از قطب‌های مهم کشاورزی و گردشگری شهرستان نیکشهر است.

قصرقند در قدیم به ˈگنجاوگˈ مشهور بوده و در سال ۱۳۱۸ به بخش تبدیل شده است.

منبع: تفتان ایران

http://www.taftaniran.com/topnews/4619.html

[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

نوشته : یوسف محتشمی

گل  فشانها  از پدیده های  زیبا ، دیدنی  و بدیع  هستند که تعدادی از آنها در منطقه چابهار وجود دارند .  معروفترین  گل فشانهای چابهار   در فاصه 95 کیلومتری جاده چابهار به جاسک  و در  مجگل فشان تنگاورت روستای   تنگ از توابع بخش کهیر شهرستان کنارک  واقع شده اند .  این گل فشانها   شامل سه تپه   می باشند که یکی از انها از دو عدد دیگر مرتفع تر و فعال است و دو تپه دیگر گویا  فعالیت  گل افشانی در انها مشاهده نمی شود  هرچند آنچه مسلم است آنکه در برهه ای از زمان آنها نیز   فعالیت گل افشانی داشته اند.

 

 این گل فشانها  از دید گاه مردم  محلی  به نامهای مختلفی نامیده می شوند  مانند: گل پر (Gelpor) بوتن(Bootten)  گل پاشان( Gel pashan)  و ناپک (Napag) .

 گل فشانها  در 41 ساحل و 21 حاشیه دریا  در دنیا پراکنده اند. بر اساس  داده های زمین شناسی  و ژئو فیزیک  در 24 منطقه ساحلی  گل فشان  وجود دارد  . تقریباً 1100 گل فشان در  سواحل کم عمق  فعالیت دارند.  گل فشانها اغلب در  قاره های آسیا ، اروپا، و امریکای شمالی  و جنوبی  مشاهده شده اند.

 در قاره آسیا آذربایجان با بیشترین  تعداد گل فشان 1700  بیشترین تعداد و  را دارا می باشد در ایران  بیش از 25   گل فشان تخمین زده می شود.  که 13 عدد از انها در مسیر بین چابهار  و جاسک واقع شده اند. و 5 عدد گل فشان فعال و  چند گل فشان غیر فعال نیز  در  حد فاصل  بندر بریس و پسابندر  در خلیج گواتر  وجود دارند.[1]

 می توان از سایر گل فشانها  سایدوژ  در اندونزی ، گل فشان  زینگ در چین ، گل فشان اراکان کاست در میانمار  گل فشانهای فعال  کشور تایوان  و گل فشانهای  جزیره ادامان را نام برد.  مهم ترین و  معروفترین  گل فشانهای  اروپا  عبارتند از  برکا در رومانی  آپنین در ایتالیا.

 مهم ترین  گل فشانهای   قاره آمریکا:  عبارتند از  شورب، کالاواسی، اسمیت ریج ،  یلو استون  و تولومو ( بین مرز کشورهای بولیوی  و آتلانیکو) [2]

 کوه گل فشان

نحوه تشکیل گل فشانها  بیشتر به  منشاء و نوع انها بستگی دارد  . اصولاً دو نوع گل فشان در دنیا وجود دارد  یکی گل فشانهای سرد  که منشاء تکتونیکی دارند و دیگری  گل فشانهای گرم که عوارض بعدی آتشفشانها محسوب می شوند.[3] گل فشان چابهار دارای منشا تکتونیکی و از نوع سرد است یعنی آتشفشان در پیدایش آن نقشی نداشته است  و  حاصل فعالیت تکتونیکی  و بر اثر  حرکات  ناشی از فرورانش  پوسته اقیانوسی  کف دریای  عمان  به زیر پوسته  قاره ای  به وجود  آمده اند  این گل فشانها جوان بوده  و آغاز  پیدایش انها  به  30 الی 40 هزار سال  پیش باز میگردد.[4].رسوب گذاری سریع گل و سیال ماندن آبهای درون آن به همراه فشار وارده از پایین موجب می شود که آب و گل به همراه گاز بهدهانه گل فشان تنگ

 بیرون پرتاب شود .گاز گل فشان چابهار از نوع متان و رنگ گل آن خاکستری تیره و گاه روشن است .قطره حباب آن 30 سانتی متر که نسبت به همه گل فشانهای کشور بزرگتر است .همچنین بطور متوسط از 15 تا 600 و در هر بار 3 تا 5 لیتر حباب به بیرون پرتاب می شود عمر حباب ها چند ثانیه است و گل گل افشان چابهار غلیظ تر از گل های دیگر گل فشانهاست. دمای گل خروجی سردتر از دمای محیط اطراف است وتقریبا حالت قلیایی یا خنثی دارد و مزه آن شور است.
با توجه به مطالعاتی که انجام گرفته گل گل فشان محتوی تورب ،گل های مواد نفتی ،گوگرد و غیره است.این گل ها دارای ترکیبات ارگانیک بوده وهیچ گونه ماده سمی در آن مشاهده نمی شود.[5]

گل فشانها علاوه بر اینکه بعنوان پدیده های زمین شناسی مطرح هستند از نظر گردشگری نیز حائز اهمیت هستند.

 صنعت گردشگری   که در سالهای اخیر فعال  شده به ویژه  توجه به پدیده های  زمین شناسی  و شناخت  بیشتر  آنها  امروزه گرایشی  از صنعت اکو توریسم  به شمار می اید.

 یکی از پدیده هایی  که می توان به آن اشاره کرد  گل فشان است  که از جنبه های  مختلف  نیز قابل  توجه است . این پدیده با خروج  مواد همراه با گاز  از زمین  که شکلهای خاصی  را به وجود می اورند  سبب جلب گردشگران  می شوند. 

از ان جمله می توان به  گل فشان  کالیستو گارا  را نام برد  که به دلیل وجود چشمه  آب معدنی در  کنار  آن مسئولین  با استفاده از این  موقعیت  حمامهایی را احداث  کرده اند  . برخی از  از گردشگران  ضمن بازدید  از فعالیت  گل فشان  و به دلیل  داشتن ویژگیهای درمانی   از تاسیسات  تعبیه شده آن  جا استفاده میکنند.

مثال دیگر منطقه گل فشانهای کشور اذربایجان است  که سالیانه  پذیرای  بسیاری از بازدید کنندگان  علاقمند به پدیده های زمین شناسی است.

 

 

گل درمانی:گل درمانی از جمله مباحثی  است که قدمتی دیرینه دارد  و در چند  دهه اخیر کم رنگ شده بود  ، ولی امروزه  از جایگاه  ویزه ای برخوردار  است . بسیاری از پزشکان  پی به اثر بخشی آن برده اند  . زیرا  در گل و لجن ، مواد معدنی  و الی  وجود دارند که در بهبود  بیماریهای پوستی  و دردهای  کرم گل فشان                   ماسک گل فشان             

   کرم تولید شده از گل فشان                                 ماسک تولید شده از گل فشان

مفصلی  موثر است . امروزه در کشور  های اروپایی نظیر ایتالیا  واحدهای صنعتی  ،بهداشتی  وزیبایی با استفاد از  گل ، کرمهای  پوست تولید می کنند  براساس تحقیقات  محقققان به علت وجود  سولفور و مواد آلی  در گل  بسیاری از بیماریهای پوستی  نظیر اگزما ، آگند  و تراوش  بیش از حد چربی  از منافذ پوست  بهبود می بخشد  از جمله می توان به  گل فشان اذربایجان را نام برد که از محل بازدید ها و گل درمانی   تعداد بسیاری از مردم به انجا رجوع می نمایند و  آن منطقه  بعلت وجود گل فشان از درامد سرشاری سود می برد.

 

صابون گل فشانخواص درمان ی گل افشانهای برای درمان بیماریهایی مانند دردهای مفاصل  و ستون  فقرات ، سفتی مفاصل ، بیماریهای عصبی ، مراحل اولیه تنگی عروق  و انقباضات عضلانی ، و بیماریهای زنان  بسیار سودمند است گفته می شود  که استحمام  کردن  در گل فشانها  به خاطر  وجود عناصر  شیمیایی خاص  در ترکیبات  آنها  برای پوست  بسیار سودمند است  و باعث جوان کردن پوست  انسان و بهبود  ناراحتی های پوستی  می شود( محی الدین احراری و ژیلا  شاهرخی)

صابون تولید شده از  گل ، گل فشان

از نظر مردم بلوچ نیز گل های گل فشان دارای خواص درمانی بوده  و  جهت  درمان پاره از امراض  در درون گلهای گل فشان غلطیده و معتقدند که  این عمل دارای خواص درمانی می باشد.

 

پانوشت:

1-    تکامل مکران ساحلی  طی کواترنری پسین- احمد معتمد و محمد رضا غریب  پژوهشهای جغرافیایی  شماره64 صص77-87

2-    پدیده گل  فشان و  و اثرات  زیست محیطی  آن (جلال فصل بهار و شوکا فصل بهار

3-     همان

4-    زمین گردشگری چابهار  محی الدین احراری  و ژیلا شاهرخی  خرگردی

5-    پورتال  منطقه آزاد  تجاری  صنعتی چابهار

 


برچسب‌ها: گل فشان, چابهار, آتشفشان, گردشگری
[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

 

مترجم: یوسف محتشمی

 

مرده سنگ  (  Murda Sang) محوطه بزرگ  پیش  از تاریخ  در دره  رود  کرناچ  (Kanrach) «در  شرقی ترین  بخش بلوچستان  در درون دره ای  بسیار وسیع  که  بخشی  از منطقه  لس بیله را تشکیل می دهد . این  بخش  وسیع در بلوچستان واقع شده  و فقط  با یک  رشته کوه  از دره رود سند  جدا می شود.» ( توضیحات مترجم)murdasang

 این محوطه  بزرگترین  محوطه پیش از تاریخ  کرناچ  است و در سال 1997 مورد کاوش قرار گرفت  و سپس در سال 1998  ترانشه ای آزمایشی در ان حفر  گردید  که موارد ذیل از  یافته های  ترانشه حفر شده است:

 هسته  اولیه این  سکونتگاه  شامل  گروه ساختمانهایی است که  در خطوط  مستقیم  و به شکل  خیابانهای امروزین و به موازات هم احداث  شده بودند  که  در بخش  مرکزی  محوطه باستانی  قرار داشتند و حدوداً 6 هکتار  وسعت داشت. کل محوطه  در مجموع  و همراه  با مناطق پراکنده  و کوره های سفالگری و تاسیسات جنبی  حدود 35 هکتار  وسعت داشت.

در بخش  شمالی  محوطه  سکونتگاه  و در قسمت شرق رودخانه کنرچ  دو سد  کشف شده  است . استحکاماتی  بر روی تراس  تپه  ای  و در بخش  جنوبی  محوطه کشف گردید که به محوطه مرده سنگ و کل  دره  رودخانه  مشرف  بود.

سفالگری مرده سنگ

حفاری  و گود برداری  از محل  سکونتگاه  مشخص نمود  که این محوطه باستانی  دو دوره اصلی  را سپری نموده است . در لایه زیرین  مشتمل بر  سه فاز  ساختمانی  متراکم  تشکیل  شده  بود و لایه  فوقانی  پوشیده  از  شن و سفال  بود. با بررسی های باستان شناختی  مشخص گردید  که پی ساختمانهای موجود  در محوطه از  گل  استفاده  می شده  و سقف  خانه ها  نیز از نی آغشته به گل ساخته  می شدند . از ابتدای  تشکیل این سکونتگاه  سفال  مورد استفاده  از نوع    Iبالاکوت بود.

براساس آزمایشA.M.S که بر روی  زغال چوب  انجام  شده است  سابقه طولانی  را برای  لایه زیرین  این محوطه باستانی  نشان میدهد  و سابقه این محوطه  را به اوائل  هزاره سوم پیش از میلاد  می رساند . این محوطه  در سالهای  2600 الی 2700  قبل از میلاد  متروک گردید.

 لایه فوقانی  این محوطه  نشاندهنده  اشغال این  سکونتگاه  توسط  مردمی با فرهنگ کولی  است و  بخش کوچکی  از محوطه  دوباره در اواخر دوره  اسلامی  و یا دوره تسلط  بریتانیا  مسکون بوده است. در این دوران  خانه بسیار بزرگی  متعلق به دوره تاریخی ساخته شده است  و خانه هایی  پراکنده  در بخش  میدان شمالی  محوطه بنا گردیده است .

 گمانه زنی ها  در نقاط عمیق نشاندهنده  تسلسلی  از لایه های  شن و گل و لای  و شواهدی  از هوموس  و در فوق  لایه های  قدیمی تر است . که شن و ماسه نشاندهنده  وقوع طوفانهای  و سیلابهای مکرر  است . احتمالً  طوفانهای  شدید و برخورد  مسیر رودخانه  به صخره  های تراس  رودخانه  در 5000 سال  قبل  به احتمال  زیاد موجب تغییر  قابل ملاحظه  مسیر رودخانه و تو پو گرافی زمین منطقه و الگوی  زهکش  آبهای روان  از هزاره سوم قبل از میلاد  شده است.

 بیشتر  به نظر می رسد  رودخانه و  اراضی بریده شده  توسط بستر رودخانه  اکنون  بسیار متفاوت  تر از شکل آن در دوره  5000 سال قبل است.

منبع متن اصلی:http://www.harappa.com/baluch/e5.html

 

[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]

ایرن:مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان از شناسایی و مشاهده چند قلاده «شاه روباه» نادر و رو به انقراض در جنوب شرق این استان خبر داد

به گزارش ایرنا، خسرو افسری گفت: تصاویر دوربین‌های نصب شده در منطقه حفاظت شده بیرک در غرب شهرستان سراوان نشان از وجود چند قلاده شاه روباه نادر در این منطقه دارد.وی اظهار داشت: این حیوان نادر و رو به انقراض به تعداد محدود فقط در بخش‌هایی از خاورمیانه از جمله ایران و افغانستان وجود دارد و با کشف رد پا و سرگین این جانور احتمال زیست حدود 10 قلاده از آن در منطقه بیرک سراوان وجود دارد.مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان گفت: وجود غارهای زیاد و سخت‌گذر بودن منطقه بیرک شرایط مناسبی برای زیست این جانور ایجاد کرده است.وی ادامه داد: در این منطقه حفاظت شده که 73 هزار هکتار وسعت دارد حیوانات دیگری نظیر پلنگ، خرس سیاه، سمور صخره‌ای کل، قوچ، بز و گرگ نیز وجود دارند.خسرو افسری افزود: شاه روباه با دمی بسیار بلند و پرپشت و داشتن موهای انبوه به طول 40 تا 50 سانتیمتر جثه کوچک و زیبایی دارد و به دلیل گوشه گیر بودن بیشتر در شب‌ها شکار می‌کند. عمر متوسط این حیوان چهار تا پنج سال است و در اواسط زمستان جفت‌گیری می‌کند.


انتهای خبر // www.iren.ir // ایرن
[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
امکانات وب